الفيض الكاشاني
467
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
عارضى ندارد از اين رو از بين رفتن و زوال آن مشكل است ، چون بر حسب عادت زوال آن محال به نظر مىرسد . اين بود انگيزههاى حسد ، و گاه بعضى از اين عوامل يا بيشتر آنها يا تمامش در يك شخص جمع مىشود و بدين سبب حسد به گونهاى قوى مىشود كه با وجود آن ، شخص نمىتواند حسد را پنهان دارد بلكه پردهء اجمال و ابهام را مىدرد و دشمنى را آشكار مىسازد و در بيشتر حسد ورزيها بعضى از اين عوامل جمع مىشود و كمتر اتفاق مىافتد كه در حسد ورزى يك عامل از عوامل ياد شده وجود نداشته باشد » . عوامل بسيارى حسد و قوى بودن آن ( 1 ) در ميان همگنان و برادران و پسر عموها و خويشاوندان و كمى و ضعف آن در ديگران بايد دانست هر چه عوامل ياد شدهء حسد در ميان قومى بيشتر باشد حسد در بين آنها رواج بيشترى خواهد داشت به عبارت ديگر حسد در ميان گروهى قوّت مىيابد كه بيشتر اين عوامل در آنها جمع و آشكار شود ، زيرا يك فرد ممكن است حسد بورزد چرا كه از پذيرش تكبّر ( ديگران ) امتناع دارد و نسبت به او حسد مىورزد چون دشمن است و متكبّر و ديگر موجبات حسد كه در محسود وجود دارد اين عوامل حسد تنها در ميان گروههايى زياد مىشود كه عوامل ارتباط آنها را در مجالس خطا به گرد مىآورد و با هدفهايى در آن مجالس وارد مىشوند . بنابراين هر گاه يك نفر در هدفى با رفيق خود مخالفت ورزد طبيعتا آن رفيق ناراحت و نسبت به او دشمن مىشود و كينه در دلش جاى مىگيرد در اين صورت است كه مىخواهد او را كوچك بشمارد و بر او تكبّر ورزد و مخالفت او را با هدف خود تلافى كند و كراهت دارد كه محسود از نعمتى كه او را به اهدافش مىرساند برخوردار باشد و تمام اين عوامل به ايجاد حسد كمك مىكنند زيرا ميان دو شخص در دو شهر دور از هم و نيز دو محلّه دور دست پيوند و رابطهاى نيست از اين رو ميان آن دو حسادتى هم وجود ندارد ، آرى